آیهانآیهان، تا این لحظه: 14 سال و 27 روز سن داره

آیهان امپراتور ماه

یه فرشته دیگه مثل ایهان نفسم تو راه داریم

سلام بر عشق خودم مامانی دیگه تنها نیستی خدا یه داداش واست فرستاده خانوادمون داره بزرگتر میشه من وبابای خیلی خوشحالیم تو هم بااینکه کوچیکی ولی خیلی خوب میفهمی و درکش میکنی هنوز بااینکه نیومده و تو راهه ولی دوسش داری میگی مامان داداش و میبرم حموم با خودم میبرمش پارک واسش بستنی میخرم فدات شم ایهانم واسه این درک بزرگت واسه این شعور بالایی که داری خدا روزی هزار مرتبه شکرت میکنم واسه این هدیه های عاللللللللییییییییییییییییی که به من دادی خداشکرتتتتتتتتتتتتتتتت اول به خاطر بهترین همسر دنیا میثم واقعا که تو بهترین فرشته دنیایی هر ...
19 بهمن 1395

حرفای جامونده برای گل پسرم

سلام بر شیر مرد خودم سلام به عشقم  اقا ایهان مامانی خیلی دوست دارم یه عالمه حرف واست دارم انقده زیادن که میخوام بنویسم یادم میره ولی خب تخصیر خودمه سعی میکنم همشو واست بنویسم ایهان بالام روز به روز بزرگتر میشی حرکاتت خیلی قشنگن حرفات که نگو خیلی باکلاس و مودب حرف میزنی یه مدت بود مهد گذاشته بودمت ولی الان تقریبا یه ماهو نیمه که به علت عمل زانوی بابایی تو نقده موندیم وتو نمیتونی به مهد بری ولی خداروشکر الان پای بابایی خیلی خوب شده و بعد یه مدت میریم خونمون و تو میتونی باز بری مهد بارانم خاله جنابالی بزرگ شده 11دی تولد یه سالگیش بود 4تا دندون فعلا در اورده کم کم داره کج کولکی راه...
19 بهمن 1395

ایهانم بزرگ شده

سلام عشق من روز به روز بزرگتر میشی وما عاشقترت میشیم گلم تقریبا دو ماهه میبریمت مهد کودک دوس داری و باعث شده منظم بشی تقریبا انقده حرفای قلمبه سلمبه حرف میزنی که فقط غشششششش میکنیم میخوریمت بعضی وقتام گازت میگیریم امسال بابایی بیمه عمر کردت واسه تولدامسالت برات دوچرخه گرفتیم خیلی دوس داری البته تولدت هنوز نشده ولی گفتیم زود بگیریم که بتونی باهاش بازی کنی   ...
10 مرداد 1395

ایلیا فرشته بود فرشته موند

سلام عمر من سلام پسر من خوشگلم ببخشین مامانی دیر دیر میام شرمنده یه ماه تقریبا رفتیم شهرمون اونجا بودیم مامانی یه خبری بدم که خوب نیس ولی خب کار خداست دست ما نیس نینی عمه فایزه که 12روز بود به دنیا اومده بود اسمشم گذاشته بودن ادرین ولی بعد گفتن پیرا نمیتونن بگن اسمشو بعدا گذاشتن ایلیا رفت پیش خدا ایلیای 12 روزه رفت پیش خدا یه فرشته بود فرشتم موند خیلی بد بود فقط تو شک بودیم توهم یه بار گفتی بچه عمه مرد ولی خب بچه هستی نمیدونی که منم گفتم نه مامانی رفته پیش خدا   خدا صبر بده و زودی یه نینی دیگه به عمه بده که زیاد غصه نخوره ایشالله ...
10 مرداد 1395

مشهد بهترین کادوی تولد مامانی وگل پسری 94

ساعت 7 صبح ایهان گلی پاشدی بریم تهران اخه از تبریز بلیط گیر نیاوردیم مجبور شدیم از تهران بریم با هواپیما تو راه نگه داشتیم کمی استراحت کنیم شمام که عشق بستنی    داری به بابایی کمک میکنی فدات شم منتظریم که چمدونارو بدیم ببرن تو هواپیما خیلی نگرانت بودم چون اولین بارت بود ولی خیلی خوب بودی تازه خوبم خوابیدی   این دختر کوچولو عرب بود خیلی بانمک بود از حجابشم خیلی خوشم اومد   دنبال گربه کرده بودی اونم از دستت فرار میکرد با اهو...
6 ارديبهشت 1395

عکسای سال 94 سری 2

پارک پیرانشهر اینم از پیرانشهر بابایی خرید  ب بعد از خرابکاری اقا ایهان چجوری نشسته به به بعدشم خوابش برد گلم فدات شم داری نماز میخونی داری مثل ادم بزرگا با بابایی حرف میزنی طبق معمول بعد کلی بازی خودت خوابت برد اهانی چرخشم با خودش اورده ماشین گل پسر باز خوابه من هر وقت که نمیخوام بخوابی میخوابی هر وقتم میخوام بخوابی نمیخوابی ساعت 12 شب باید خودت بخوابی که نمیخوابی عوضش رفتی اینو با بابام خریدی بعد اینو خوابوندی یه روز با مامانم نشسته بودیم که دفتر گرفتی زیر بغلت گفتی من میرم مدرسه مثل دایی جون داری به عروسک میمی میدی ...
6 ارديبهشت 1395

خیلی وقته که نبودم

سلام ایهان پسر خوبم مامان خیلی وقته که نبودم هی امروز فردا میکردم الانم که خیلی دیر کردم یه عالمه عکس داری که نمیدونم چجوری میخوام اونا رو بذارم خدا کمک کنه  خوب بریم سراغ حرفای این مدت سال 94 هم با تموم خوبیهاش گذشت اقا پسر ما هم بزرگتر شده حرف میزنه عین بلبل یه حرفایی میگه که من و بابایی میخوایم بخوریمت تو این مدت عروسی زیاد داشتیم تو هم خیلی دوس داری هی میگی بریم عروسی عروسی عمه کوچیک.دایی3 مامانی.عمو مامانی بود خیلی هم خوش گذشت الانم که عمه با زن عموی مامانی هردو تاش حامله هستن مال عمه پسر مال زنعمو دختر تقریبا تیر ماه بدنیا میان خاله بهنازم یه نینی اورد دختر اسمش نیلیاتوپول خوشگل خدا حفظش کنه بعد ییییییییییی...
16 فروردين 1395